محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

235

خلد برين ( فارسى )

ضربزن باعث گرمى هنگامهء كارزار مىگردند و مهارت ايشان در انداختن توپ و تفنگ و ضربزن و امثال آن به حدى است كه ديدهء مور را در شب تار از يك فرسنگ راه بر پلاس سياه هدف تير خود مىسازند و به اصابت نظر در كماندارى توپ ، رخنه در سد سكندر مىاندازند . و پيشتر از آن كه لشكر قيامت اثر روم به تأسيس بنيان آن حصار آهنين پردازند و اطراف و جوانب خود را به آن ديوار متين مستحكم سازند خان محمد استاجلو و نور على خليفهء روملو و جمعى از غازيان جنگجو كه طور و طرز روميان را نيكو مىدانستند به مسامع جلال شهريار بلند اقبال رسانيدند كه مصلحت دولت ابد مدت را در آن مىدانيم كه قبل از آن كه مخالفان به حفظ و حراست خود پردازند از بالاى چالدران بر سر ايشان تازيم و كار آن ناتمامان را تمام سازيم . مقارن آن دورميش خان شاملو آن رأى رزين و فكر دوربين را نپسنديده خان محمد را مخاطب ساخت و گفت كه كدخدائى و كاردانى تو در ديار بكر مىگذرد ، آنگاه به عرض اقدس رسانيد كه ما چندان صبر مىكنيم كه ايشان در محافظت و محارست خود آنچه لازمهء سعى و اهتمام باشد به تقديم رسانند بعد از آن مردانه قدم در ميدان مىگذاريم و دمار از روزگار ايشان برمىآريم . خاقان مروت‌كيش به مقتضاى فحواى ، مصراع : دلجوئى دشمن در توفيق گشايد ، تصويب راى دورميش خان [ كرده ] چندان توقف نمود كه دشمنان كم فرصت در حفظ و حراست خود آنچه لازمهء سعى و اهتمام بود از قوت به فعل آوردند و سلطان سليم در پشتهء چالدران نزول نموده در بر افراختن آن حصار آهنين از براى برافروختن آتش قهر و كين اهتمام تمام فرمود و چون اطراف لشكر را به عرابه و جر مشابه سد اسكندر ساخت و به جد هر چه تمامتر به تسويهء صفوف و تعبيهء لشكر پر شور و شر پرداخت و برانغار و جرانغار لشكر قيامت آثار خود را به سركردگى پاشايان نامدار [ 49 ] مانند سنان‌پاشا و مصطفى پاشا مشهور به « بيقلو چاوش » و فرهادپاشا و قراجه پاشا و